بیشترین چیزی که در عشق تو آزارم می دهد
این است که چرا نمی توانم بیشتر دوستت بدارم
و بیشترین چیزی که درباره حواس پنجگانه عذابم می دهد
این است که چرا آنها فقط پنج تا هستند نه بیشتر!؟
+ داری یکی یکی معیارهای زیبایی رو در ذهن من تغییر میدی
کاری کردی ادمایی که دیدنشون باعث میشد گونه هام سرخ بشه تبدیل شن به افراد معمولی
در جزییات زیبایی :) تک تک جزئیات :)
میدونی فرکتال چیه؟ یه چیزی مثل گل کلم! که هر جزئش شبیه کلشه
یه فرکتال قشنگی :)
+ دارم سعی میکنم به کسی حسادت نکنم اما واقعا نمیشه
سعی میکنم مثبت باشم و نادیده بگیرم
زمانی عذاب میکشیدم که ادما لیقات گذشت منو ندارن
حالا میدونم که بخاطر خودمه که میگذرم
از به یاد نیاوردن همه چیز ناراضی نیستم :) از توی اتفاقات ناخوشایند یک خط قرمز درمیارم و باقی رو فراموش میکنم
+ یک ماه دیگه باید برم دانشگاه و هنوز شغل ندارم
کاش نمیرفتم
کاش پیام نور میرفتم
کاش زود تموم میشد
:((
بیهودگی....دانشگاه اول و اخر و وسطش ...رفتن و نرفتن و نیمه رفتنش... بود و نبودش بیهودگیه :(
+ خبر خوب اینه که در این مدت چیزای خوبی داشته م :)
تابستون همیشه از سال تحصیلی بهتره
کتاب خوندم :)
سه تا :) و دارم چهارمشیو میخونم :)
یک رشته پیدا کردم و راهی که میخوام برم هی داره روشن تر میشه
مدت خوبی رو خوابیدم، فیلم دیدم، مهمونی و عروسی رفتم و با محمدم صحبت کردم :)
....
من درس ندوس :( دست کم چیزای ریاضی و فنی ندوس
+ شبا وابای خوب میبینم
فعلا نمیخوام به این دکتر پوست اعتماد کنم
تا وقتی که شبیه یتزا بشم فرصت دارم دنبال یه بهترش بگردم
+ تولدتو چه کنم هرکول؟
خدا از هرکولی کمت نکنه :)
برچسب:
نویسنده: هلیا رضاپور