خرید بک لینک

.... باز کن پنجره ها را که نسیم

روز میلاد اقاقی ها را

جشن میگیرد...

هیچ یادت هست

که زمین را عطشی وحشی سوخت

برگ ها پژمردند

تشنگی با جگر خاک چه کرد

هیچ یادت هست

توی تاریکی شب های بلند

سیلی سرما با تاک چه کرد

با سرو سینه گلهای سپید

نیمه شب باد غضبناک چه کرد

هیچ یادت هست؟




+ بهونه ی اینجا رو میگیرم تو خلوتم

چیا میخواستم بگم ک یام نیست؟





+ زندگی آرومه

سعی میکنم با لبخند بگذره

شاید دلم ناآرامی میخواد گاهی

اما دیگه توانش در من نیست

وقتی به این فکر میکنم که کسی بخواد سعی کنه از در قلبم وارد بشه....دلم میخواد در رو بردارم و جاش دیوار بکشم :)) انقد که این تو همه چی خوبه :)) انقدر که نوری...انقدر که هوایی... انقدر که گرمی، خنکایی، نسیمی...





+ این که من سال ها خون دلی که خورده بودم پشت سرم رها کردم از من بعید بود اما دردناک؟ نه!

بخاطر نیاوردنش هم از من بعید بود

حتی توان مقایسه کردن رو ندارم!

خوشحالم :) اینکه میگن چهره بعد از یه مدت عادی میشه و مهم رفتاره، همه ش کس شعرای ادمای زشته تا خودشونو دلداری بدن :))) تو زیبایی :)))) و تا الان هیچ دو لحظه ای نبوده که توشون به یک نوع زیبا بوده باشی :)) هیچ لظه ای نبوده که کمتر زیبا باشی و هیچ وقت عادی نشده :)))





+ درس ها بهم فشار نمیارن!! فکر کنم باز دارم نمیخونم اگرنه تا الان باید دهنمو سرویس میکردن دیه، نه؟!





+ از روابط دوستانمم راضی هستم....مدیریت کردن دخترای فامیل مورد دیگه ایه که از خودم توش رضایت دارم

در هر دوره عده ای از دوستانت از رده خارج میشن....قبلا این موضوع درد اور بود و تلاشمیکردم جلوش رو بگیرم...دوستی های چندین ساله میساختم ولی حالا فقط اجازه میدم ادمای جدید جاشون رو پر کنن و بجای آویزون کردن ننوم تو قلب کسانی که دوست میدونم، در اتاقی که فقط خودم ساکن اون هستم، در قلعه ای که ذهن منه، یکی جای خواب دائمی دارم :)))





+ باید بیام متن بنویسم

حال جسمیم هم خوبه البته اگر لاغر کنم!!

امیدوارم شغلی پیدا کنم که بتونم باشگاه برم و دیر بپاید





+ از این همه امیدی که دارم در عجبم

اما امیدوارم که هرگز ترکم نکنی محمد

انقدر که به از دست دادن تو فکر میکنم، انقدر که این موضوع برای من ترسناک و دور از ذهنه، حتی وقتی کنارتم غمگینم...

مگه میشه این اندازه خوب باشی؟ انقدر به خوب مطلق نزدیک باشی؟ اصلا چطور تونستی در من "میل به رها کردن خود سیاهم" رو ایجاد کنی؟؟؟

فکر کنم این از مزایای یک مرد واقعیه :)) اینکه تو رو تبدیل کنه به یک زن حقیقی....شاد و زیبا و راضی :))))

برچسب: نویسنده: هلیا رضاپور تاريخ: شنبه 30 ارديبهشت 1396 ساعت: 15:31

صفحه بندی