نگو دلواپسم هستی، که چشمت زیر گوشم گفت:
برایت دایه ی عاشق تر از مادر نخواهم شد
+ اولش ک میترسیدم چک کنم
حالا دم به ثانیه چک میکنم
کاش تحلیلی و مبانیمو پاس شم
کاش بذارن مغ یک و دو رو همنیاز کنم
کاش یونی خوب باشه...اینهمه خوندم و میخوام بازم بخونم
+ دوس نداری م؟ یه حالی شده رابطه
از اون حالای افتاده تو صبر، نه خیلی مطمئن نه چندان پرشور
خوب نیست....ولی یه مدتی همین شکلیه، دست کم چندماه
+ خب ادعا کردم که کسی تو زندگیم نیست و تو هم گفتی بگو نییییس!!
نمیدونم چرا سرت غر نزدم
دیگه زیادی خوب و فرشته شدم
و اینکه تو دلم تو رو همینجوری قلدر و اقا میخوام :) دوس ندارم باهات درگیر شم یا بهت پیروز شم
+ کادو تولد میخری برام؟ کوله پشتی :)))
برچسب:
نویسنده: هلیا رضاپور