تو برقصی و همه شهر به ناچار برقصد؛ بزنی این سر و تا آن سر بازار برقصد
-
تاریخ: 1396/3/12 ساعت: 23:16
.... باز کن پنجره ها را که نسیم روز میلاد اقاقی ها را جشن میگیرد...xa0 هیچ یادت هست که زمین را عطشی وحشی سوخت برگ ها پژمردند تشنگی با جگر خاک چه کرد هیچ یادت هست توی تاریکی شب های بلند سیلی سرما با تاک چه کرد با سرو سینه گلهای سپید نیمه شب باد غضبناک چه کرد هیچ یادت هست؟ + بهونه ی اینجا رو میگیرم ت
تو برقصی و همه شهر به ناچار برقصد؛ بزنی این سر و تا آخر بازار برقصد
-
تاریخ: 1396/2/30 ساعت: 15:31
.... باز کن پنجره ها را که نسیم روز میلاد اقاقی ها را جشن میگیرد...xa0 هیچ یادت هست که زمین را عطشی وحشی سوخت برگ ها پژمردند تشنگی با جگر خاک چه کرد هیچ یادت هست توی تاریکی شب های بلند سیلی سرما با تاک چه کرد با سرو سینه گ
....من الجنه و الناس
-
تاریخ: 1396/2/14 ساعت: 21:46
دوستم داری میدانم باز دوست دارم که بپرسم گاهی :) + دوباره داره مجبور کردن خودم سخت میشه نافرمان و کون گشاد تو همین اسپات _که دیگه حالم از ریختش بهم میخوره_ میشینم و هیچ کاری نمیکنم البته بجز اینکه وقتی از توالت برمیکردم چندتا پتو و بالش کف اتاق پهن
آهوی آهن رگ من!
-
تاریخ: 1396/2/14 ساعت: 21:46
... زار و زار گریه می کردن پریا مث ابرای باهار گریه می کردن پریا گیس شون قد کمون، رنگ شبق از کمون بلن ترک از شبق مشکی ترک... + مدتی خواب بد نداشتم یادم نمیاد خواب خوش دیدم یا نه دوباره شروع شد مودمو از برق میکشم که نفهمی نیمه شب میپرم ... خواب دیدم
هر طرف رو کن و تردید نکن سوی منی
-
تاریخ: 1395/12/20 ساعت: 8:03
تا ابد گر چه عزیزی ولی از یاد نبر چشم من باشی ، در سایه ی ابروی منی بعضی حرفا رو انگار از قبل میذاری تو کوره، پتک میزنی، تراش میدی، آبدیده میکنی، زهرآگین میکنی بعد زیر لباست پنهان میکنی... صبر میکنی دلتنگ بشم، آغوش میگیری، نوازش میکنی، آرام میکنی...بعد خونسردانه از نزدیک ترین فاصله نسبت به اخرین دند...
خستگی
-
تاریخ: 1395/12/20 ساعت: 8:03
میدونید چیکار میکنم؟؟ دوشنبه توی راه برگشت برای خودم یه لوسیون خوشبو میخرم...شب که میرسم خونه یه قرص بیرون روی میخورم! یا دوتا!! و صبح سه شنبه هرچیزی که درونمه تخلیه میکنم!! اگه حس کردم جواب نداده دست میکنم ته حلقم و بالا میارم!! گلومو زخم میکنم که زرداب بالا بیارم! بعد دست کم 20 مین مسواک میکنم، می...
منم معشوق! مرا با غم چه کار است!
-
تاریخ: 1395/11/25 ساعت: 5:18
من و تو دور شدیم و خدا نگاه نکرد من و تو دور شدیم و خدا کریم نبود + یه وقتایی وسط چت کردن گوشی رو میذاشتم روی زمین، بعد ازش دور میشدم....غیر ارادی...انگار ازش میترسم....دور و مچاله، دور و زیر پتو، دور با اشک.... فکر میکردم قرار نیست دیگه اتفاق بیفته .... خیلی چیزا میدونم! انقدر درباره اصول ادامه داد...
پاره ی تن...
-
تاریخ: 1395/11/25 ساعت: 5:18
طبیبم گفت درمانی ندارد درد مهجوری غلط میگفت خود را کشتم و درمان خود کردم دلم میخواد برم خونه تنها چیزی که تونستم _و میتونم _ به وضوح تقریر کنم همین جمله ست: میخوام برم خونه! خونه دستات نبود، آغوشت نبود در زدم و درو باز کردن و منو بوسیدن، بهم غذا دادن، قرص دادن، خوردنی خریدن، نوازش کردن و گذاشتن بخوا...
کاک خسرو
-
تاریخ: 1395/10/11 ساعت: 18:05
من یک پسرک اوگاندایی امروی تنم برگ گذاشته اندشلاق می زنند به پاهایمتا برقصمآنقدر که از حال برومبعدبرگ ها را از تنم می کنند- چه می کند عرق یک پسر سیاه با برگ شاهدانه؟- می گویند آدمی را به فراموشی می بردفراموشیکاک خسرو همه می خواهند فراموش کنند.کاک خسرومن یک دخترک ابوریجینالم*پدر یاغی ام را بستند به د...
با دل نگویم دیگر این افسانه ها را
-
تاریخ: 1395/10/11 ساعت: 18:05
پرسید: بی من چگونه ای لول؟ گفتم: ملول! خندید... + چه چیزی باعث میشه انقدر با آسون گرفتن به خودم، خودمو به سختی بندازم؟ هیچ کدوم آسون نیست....ما چوب دو سر طلائیم... + سر دردی که از صبح با منه + دلم میخواد یک دوست داشته باشم ندارم روابط صلح آمیز دارم ولی از اخرین دوستی که داشتم سه سال میگذرهxa0 + خوند...
همیشه گریه راه التیام زخمهایت نیست ... کدامین آب خواهد شست داغ پشت دستت را؟!
-
تاریخ: 1395/10/11 ساعت: 18:05
...انگورهای تازه عشقی که داشتم در خمره های کهنه بخوابان شراب کن از خون آهوان بده ظرفی که تشنه ام ماهیچه ی فرشته برایم کباب کن از نشئه خلسه ای بده ، از سُکر جرعه ای افیون و می ببار ، بساز و خراب کن + ناخنامو میگیرم.... دوباره بهش آسیب زدم xa0نمیخواستم :( دارم سعی میکنم ننویسم "بهت" ...دارم سعی میکنم ...
چه میشود که بیایی و شعرهایم را...به خط بوسه به زیر گلوت بنویسم؟
-
تاریخ: 1395/10/11 ساعت: 18:04
کاش مجبور نشم رهات کنمقدتو به فدا چشم سیاهتو به فدا دستای مردونه تو قربون عرض شونه هاتو قربون :))) نقاشی خدا :) بت تراشیده ی من :) رب النوع زیبایی مردانه :) ..... کم مونده بترکم برات! چقدر تو خوبی پسرجان مرد باشعور من مرد مهربون من :) دور تو بگردم اصن راه نداره ادم ادبی بنویسه درباره تو :))) فقط زبو...
به شیب شب سرازیرم
-
تاریخ: 1395/10/11 ساعت: 18:04
آهو ندیده ای که بدانی فرار چیست صحرا نبوده ای که بفهمی شکار چیست xa0 باید سقوط کرد و همین طور ادامه داد دریا نرفته ای بچشی آبشار چیست xa0 پیش من از مزاحمت بادها نگو طوفان نخورده ای که بفهمی قرار چیست xa0 هی سبز در سفیدی چشمت جوانه زد یک بار هم سوال نکردی بهار چیست xa0 در خلوتت به عاقبتم فکر کرده ای؟...
: )
-
تاریخ: 1395/7/28 ساعت: 11:42
حوصلم سررفتهشاید نشستم سر کارام ... لبخند یخی میزند
.
-
تاریخ: 1395/7/27 ساعت: 3:51
خسته ام این انصاف نیسکی قراره تموم شه؟یه روزی که شب به فردا فکر نکنم، صبح به تو چشم باز کنم ....
نه شوکران نه شکر...
-
تاریخ: 1395/7/27 ساعت: 3:51
باید تموم شه همه چیز این ترم باید تموم شه بدون اینکه نگران معدل و واحدای ترم بعدیم باشم باید تموم شه بدون اینکه لازم باشه با کسی درگیر شم، بدون اینکه امتحان فردا و نمره ش ناامیدم کنه بعد جمعه بشه، دوش بگیرم و بخوابم، موهامو کوتاه کرده باشم و به چیزی فکر نکنم و کسی پی ام نده... تابستون کی میاد؟ اخرین...
در من این هست که صبرم ز نکورویان نیست
-
تاریخ: 1395/7/27 ساعت: 3:50
ای پری روی ملک صورت زیبا سیرت هرکه با مثل تو انسش نبود انسان نیست + یکی بیاد به من بگه "نازارکم" دو روزه دارم با خودم کشتی میگیرم ک ننویسمش بذارم پروفایلم!! حس میکنم اگر فقط چند روز این میل به آغوش کشیده شدن رو در خودم خفه کنم خوابهای آشفته مو فریاد بزنم! از تو درخواست نمیکنم...نه بی منتی نه آسون......
شبُ آتیش بزنم تا به فردا برسم
-
تاریخ: 1395/7/27 ساعت: 3:49
دل تنگ هم نمیشیم، بپذیر! آرومی...یا فکر میکنی برمیگردم یا توام راحتی....فکر میکنم دومی باشه خسته ام مثل زنی که 50 سال با مردی زندگی کرده، مثل زنی که حالش از زندگی بهم میخوره اما نای پشت سر گذاشتن و رفتن رو نداره، مثل زنی که منتظر مرگ شریکشه اما "جدایی" نصیبش میشه خسته ام! برای سالها فکر میکردم باید ...
ماهی که دچارش غزلم بند به بند است
-
تاریخ: 1395/7/27 ساعت: 3:48
نثرم ساده ست بدون نمک ریختن بدون ارایه ... بلندی و زیبا، گرم و زنده، سالم و محکم...چشم بد از روی تو دور :) نماز خوندنت، بوسه ی بین دو نماز، شنا رفتنت و چشم چرونی من :))xa0 و امروز که نشسته بودی فقط یک متر دور تر از من و اهنگ وطنی ای رو باهام زمزمه کردی :) تو زیبایی:) و من خوبم :)
زخم دگر بزن به دل مرهم اگر نمی نهی...
-
تاریخ: 1395/7/27 ساعت: 3:48
معلقم انگار، سردمه، انگار گرمای خونه رو رها کنی و بخوای تو برفا دنبال بهشت بگردی... پیرم برای این کار، انقدر فرتوت که توان خوب بودن، ملوس و ظریف و مودب بودن ندارم مییبینم که دارم زیباترین دارای حالمو از دست میدم اما حتی نا ندارم کمی کمتر تظاهر به بدی کنم....در حقیقت این اندازه بد نیستم....شاید دارم ...