
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align=""> بخوانید...
ادامه مطلب
مصرع بالا رو تکرار میکنه نمیبینه به بهای متلاشی شدن نگهش داشتم ... به نظرت بی وفایی ساده ست؟ اگر همتم رو بر بی وفایی و جلوه گری میگذاشتم....حالا جسم آسوده و قلبی خاموش داشتم ... آگاهی از من فرار می ...
ادامه مطلب
میتونم وایسم تو خونه داد بزنم بگم اذیتش نکن؟ بله میتونم میتونم بخاطرت چک بخورم؟ بله میتونم کوله پشتیمو بردارم بیام پیش تو زندگی کنم؟ بله همین فردا میتونم از پدرم شکایت کنم و حقی رو ازش سلب کنم؟ بله می...
ادامه مطلب
کدامین سنگدل فکر شکار افتاد غیر از تو کدام آهو به میدان شکار آمد به غیر از من؟ + وقتایی که تو مسائل رنگارنگم غرق نیستم فرصت میکنم به این فکر کنم که چرا ارایش نمیکنی دختر؟کی میخوای شوهر کنی؟ او مای گاش! فلانی رو ببین چقد زنه! خب اتفاقی که میفته اینه که فرداش میام یونی یا میرم سرکار و انقد مشکل برای حل کردن میریزه رو سرم که وقتی از یکیش رد میشم جشن میگیرم ...
ادامه مطلب
ماهی که قدش به سرو می ماند... راست... :) + از دور، ینی همون فاصله ی یکی دو قدمی، زیبا بودی و دوستانه، مرد فریبکاری که وعده ی یک آغوش نرم و گرم میده اما من تو اون بازوها بودم! آهن تفدیده ست! نه میشه ازش فرار کرد نه میذاره کسی دستش به مایملکش برسه... ... داشتنت، همیشه داشتنت، باید چیز خوبی باشه نه!؟ + هم شغل دارم هم درس میخونم هم یک رابطه ی عاشقانه دارم هم فیلم میبینم هم گاهی چیزی میخونم هم به خودم میرسم ... فتوشاپ نیستم! فقط دهنم سرویس شده :)))) فقط وقتی میبینن بهشون نیاز نداری، دورتو بیشتر از قبل خالی میکنن... مردم! مردم دنبال ادمای ضعیفن تنهات میذارن چون تو ازشون بهتری و طاقت ندارن تو حضورت محو باشن تنهات میذارن تا تنهایی "نتونی"....وقتی شکست میخوری انگار براشون عزیزتری... + دلم ...
ادامه مطلب
نگو دلواپسم هستی، که چشمت زیر گوشم گفت: برایت دایه ی عاشق تر از مادر نخواهم شد + اولش ک میترسیدم چک کنم حالا دم به ثانیه چک میکنم کاش تحلیلی و مبانیمو پاس شم کاش بذارن مغ یک و دو رو همنیاز کنم کاش یونی خوب باشه...اینهمه خوندم و میخوام بازم بخونم + دوس نداری م؟ یه حالی شده رابطه از اون حالای اف...
ادامه مطلب
.... باز کن پنجره ها را که نسیم روز میلاد اقاقی ها را جشن میگیرد... هیچ یادت هست که زمین را عطشی وحشی سوخت برگ ها پژمردند تشنگی با جگر خاک چه کرد هیچ یادت هست توی تاریکی شب های بلند سیلی سرما با تاک چه کرد با سرو سینه گلهای سپید نیمه شب باد غضبناک چه کرد هیچ یادت هست؟ + بهونه ی اینجا رو میگیرم ت...
ادامه مطلب
.... باز کن پنجره ها را که نسیم روز میلاد اقاقی ها را جشن میگیرد... هیچ یادت هست که زمین را عطشی وحشی سوخت برگ ها پژمردند تشنگی با جگر خاک چه کرد هیچ یادت هست توی تاریکی شب های بلند سیلی سرما با تاک چه کرد با سرو سینه گ...
ادامه مطلب
دوستم داری میدانم باز دوست دارم که بپرسم گاهی :) + دوباره داره مجبور کردن خودم سخت میشه نافرمان و کون گشاد تو همین اسپات _که دیگه حالم از ریختش بهم میخوره_ میشینم و هیچ کاری نمیکنم البته بجز اینکه وقتی از توالت برمیکردم چندتا پتو و بالش کف اتاق پهن...
ادامه مطلب
... زار و زار گریه می کردن پریا مث ابرای باهار گریه می کردن پریا گیس شون قد کمون، رنگ شبق از کمون بلن ترک از شبق مشکی ترک... + مدتی خواب بد نداشتم یادم نمیاد خواب خوش دیدم یا نه دوباره شروع شد مودمو از برق میکشم که نفهمی نیمه شب میپرم ... خواب دیدم...
ادامه مطلب
تا ابد گر چه عزیزی ولی از یاد نبر چشم من باشی ، در سایه ی ابروی منی بعضی حرفا رو انگار از قبل میذاری تو کوره، پتک میزنی، تراش میدی، آبدیده میکنی، زهرآگین میکنی بعد زیر لباست پنهان میکنی... صبر میکنی دلتنگ بشم، آغوش میگیری، نوازش میکنی، آرام میکنی...بعد خونسردانه از نزدیک ترین فاصله نسبت به اخرین دنده ی قفسه ی سینه م فرو میکنی تو هر عضو حیاتی ای که بخت بلندت بخواد! بعد سرمو میبوسی میگی: ناراحت که نشدی؟ برای ساعتهایی که به روز و شب تبدیل میشن، من نمیتونم جلوی اشکمو بگیرم...در حالی که تو شادی! ..... موندم ک چه کنم؟ تکلیفم با تو نا روشنه! خودت میای لامپا رو خاموش میکنی!! تنوع میدی؟ هیجان اضافه میکنی؟ قبل ازینکه بالغ بشم معشوق بودم، ازین دست هیجان ساختن ها عادت منه! اگر نبود با دلت راه نمیومدم....
ادامه مطلب
من و تو دور شدیم و خدا نگاه نکرد من و تو دور شدیم و خدا کریم نبود + یه وقتایی وسط چت کردن گوشی رو میذاشتم روی زمین، بعد ازش دور میشدم....غیر ارادی...انگار ازش میترسم....دور و مچاله، دور و زیر پتو، دور با اشک.... فکر میکردم قرار نیست دیگه اتفاق بیفته .... خیلی چیزا میدونم! انقدر درباره اصول ادامه دادن یک "رابطه ی خوب" میدونم که حس میکنم هر چه سعی در کسبش دارم تکراریه! ولی بعضی وقتا وسط پریدن از موانعی که همراهت عوض هموار کردنشون زیر پای دلت میندازه، یهو ترمزت گرفته میشه (در حقیقت دلت میشکنه، عمیق! اونطور که حس میکنی جسما هم چیزی گوشه قفسه سینت از هم جدا شد) به خودت میگی پس من کجام؟ بهتر نیست اجازه بدم سلطانه ی بی رحمی که بودم برگرده، نه غرور! لااقل عزتمو پس بگیره؟ .... دختر کوچولویی که منم ...
ادامه مطلب
پرسید: بی من چگونه ای لول؟ گفتم: ملول! خندید... + چه چیزی باعث میشه انقدر با آسون گرفتن به خودم، خودمو به سختی بندازم؟ هیچ کدوم آسون نیست....ما چوب دو سر طلائیم... + سر دردی که از صبح با منه + دلم میخواد یک دوست داشته باشم ندارم روابط صلح آمیز دارم ولی از اخرین دوستی که داشتم سه سال میگذره + خوندن کتابی که کل داستانشو میدونی ازاردهنده س کم بودنش باعث میشه ادامه بدم یه چیز خوبی نوشته بود _حس میکنم قوه ی تحلیلمو از دست دادم_ اینکه کاهش لغات به کاهش افکار منتهی میشه باید لغاتمو زیاد کنم + دوست ندارم مخاطب داشته باشم از حجم احساسم کم شده وقتی برای دیگران از خودت مایه میذاری آسیب میبینی اما خب فوایدی هم داره....محرومیتم از این مواهب آزار دهنده س ولی خب آزار ندیدن خیلی راحته... دوست ند...
ادامه مطلب
...انگورهای تازه عشقی که داشتم در خمره های کهنه بخوابان شراب کن از خون آهوان بده ظرفی که تشنه ام ماهیچه ی فرشته برایم کباب کن از نشئه خلسه ای بده ، از سُکر جرعه ای افیون و می ببار ، بساز و خراب کن + ناخنامو میگیرم.... دوباره بهش آسیب زدم نمیخواستم :( دارم سعی میکنم ننویسم "بهت" ...دارم سعی میکنم مخاطب نداشته باشم دارم سعی میکنم وقتی میری درد نکشم .... چشماشو نگاه میکنم و خودمو عقب میکشم...سعی میکنم چیزی پیدا کنم...مثلا یه پالتو....مثلا یه عابر...هرچیزی که چشمهاش نباشه! دختر کوچولویی که نوشتم یادته؟ مهسا اگه بخونه یادشه حالا حس میکنم یک چهارپای وحشیه _اگر نمینویسم آهو برای اینه که نگید کم خودتو تحویل بگیر!!_ منم! روزها همون اندازه که باید، زیبا، آرام، شاید وحشی...شبها زخم هاشو میلیسه.......
ادامه مطلب
کاش مجبور نشم رهات کنمقدتو به فدا چشم سیاهتو به فدا دستای مردونه تو قربون عرض شونه هاتو قربون :))) نقاشی خدا :) بت تراشیده ی من :) رب النوع زیبایی مردانه :) ..... کم مونده بترکم برات! چقدر تو خوبی پسرجان مرد باشعور من مرد مهربون من :) دور تو بگردم اصن راه نداره ادم ادبی بنویسه درباره تو :))) فقط زبونم به قربون صدقه میگرده :دی ..... کاش هیچوقت نری کاش همین پیرهن هم دست از دور کردن من و بازوهات برداره :(...
ادامه مطلب
ای پری روی ملک صورت زیبا سیرت هرکه با مثل تو انسش نبود انسان نیست + یکی بیاد به من بگه "نازارکم" دو روزه دارم با خودم کشتی میگیرم ک ننویسمش بذارم پروفایلم!! حس میکنم اگر فقط چند روز این میل به آغوش کشیده شدن رو در خودم خفه کنم خوابهای آشفته مو فریاد بزنم! از تو درخواست نمیکنم...نه بی منتی نه آسون...کاش جمع کنی ازدنیای من بری... برای من زوده، جلوی یاغی درونم رو گرفتن! + فکر کنم اگه نظمی داشت قابل درک میکشد :)))) خوبه که نداره + یجوری مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد که دلم میخواد سرمو بکوبم به میز!! سرکش نیستم... نه با تو! ولی مجبورم نکن اقرار کنم....راه نرو!!! خب؟! ...
ادامه مطلب
امروز 27 مهره باز داره امار روزام درمیره باید بیدار بمونم! باید وقتی میرسم خونه بیدار بمونم! :( سرما منو میکشه :( فلجم میکنه و منتقلم میکنه زیر پتو....اون کوفتیم که انقدر نازت میکنه و گرمت میکنه ... همونجا بخوابی ...اووووف... ... دلم میخواد بغلت کنم! از اون بغلای پشت موتور که ادم مجبور میشه تا مرز جر خوردن دستاشو باز کنه تا سر شونه های تو رو بگیره :))) چشم بد از روی تو دور دلبرا! از جمله خوبی های دنیا هستی که نمیفهمم چرا دارمش! خیلی خوب و هرچه جلوتر خوب تر :)) این یکی از باگ ها آفرینشه، من انقدر گند و گه ... تو این طور بی اندازه زیبا بغل هم نه ازین بغل معمولی دو دیقه ایا ه...
ادامه مطلب